حکایت بقّال و طوطی
بیت 247
بود بقالی و وی را طوطیی
خوشنوایی سبز و گویا طوطیی
خوشنوایی سبز و گویا طوطیی
معنا: بقّالی بود که طوطیای داشت، طوطیای سبزرنگ، خوشآواز، و سخنگو.
بیت 248
بر دکان بودی نگهبان دکان
نکته گفتی با همه سوداگران
نکته گفتی با همه سوداگران
معنا: نگهبان مغازه بود، و در غیاب صاحبِ مغازه با همه تجار نکته و لطیفه میگفت.
بیت 249
در خطاب آدمی ناطق بدی
در نوای طوطیان حاذق بدی
در نوای طوطیان حاذق بدی
معنا: در گفتگو با آدمها مثل یک انسان سخنور بود، و در آواز مخصوص طوطیان هم ماهر بود.
بیت 250
جست از سوی دکان سویی گریخت
شیشههای روغن گل را بریخت
شیشههای روغن گل را بریخت
معنا: روزی از یک طرف مغازه جهید و بهسوی طرفی دیگر فرار کرد، و در هنگام پریدن شیشههای روغنِ گل را واژگون کرد.
بیت 251
از سوی خانه بیامد خواجهاش
بر دکان بنشست فارغ خواجهوش
بر دکان بنشست فارغ خواجهوش
معنا: صاحبش از خانه آمد و بیخیال و آسوده، مثل یک ارباب، در مغازه نشست.
بیت 252
دید پر روغن دکان و جامه چرب
بر سرش زد گشت طوطی کل ز ضرب
بر سرش زد گشت طوطی کل ز ضرب
معنا: دید که مغازه پر از روغن شده و لباسش چرب است، و از خشم چنان بر سر طوطی زد که طوطی کچل شد.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 253
روزکی چندی سخن کوتاه کرد
مرد بقال از ندامت آه کرد
مرد بقال از ندامت آه کرد
معنا: چند روزی طوطی حرف نزد، و مرد بقّال از پشیمانی آه کشید.
بیت 254
ریش بر میکند و میگفت ای دریغ
کافتاب نعمتم شد زیر میغ
کافتاب نعمتم شد زیر میغ
معنا: ریشش را میکَند و میگفت: «ای افسوس، آفتاب نعمتم پشتِ ابر رفت.» (کنایه از زایل شدن آواز طوطی و بیقیمت شدنش)
بیت 255
دست من بشکسته بودی آن زمان
که زدم من بر سر آن خوشزبان
که زدم من بر سر آن خوشزبان
معنا: «ایکاش دستم شکسته بود آن لحظهای که بر سر آن مرغِ خوشزبان زدم.»
بیت 256
هدیهها میداد هر درویش را
تا بیابد نطق مرغ خویش را
تا بیابد نطق مرغ خویش را
معنا: به هر درویشی هدیه میداد به این امید که طوطیاش دوباره به سخن درآید.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 257
بعد سه روز و سه شب حیران و زار
بر دکان بنشسته بد نومیدوار
بر دکان بنشسته بد نومیدوار
معنا: پس از سه شبانهروز، سرگشته و اندوهگین، ناامیدانه در مغازه نشسته بود.
بیت 258
مینمود آن مرغ را هر گون شگفت
تا که باشد کاندر آید او بگفت
تا که باشد کاندر آید او بگفت
معنا: هر نوع چیز شگفتانگیز و عجیبی به آن مرغ نشان میداد، به این امید که شاید طوطی به سخن درآید.
بیت 259
جولقیی سر برهنه میگذشت
با سر بیمو چو پشت طاس و طشت
با سر بیمو چو پشت طاس و طشت
معنا: در این میان درویشی ژندهپوش با سری برهنه از آنجا میگذشت، سری بیمو، مانند پشتِ کاسه و طشت.
بیت 260
طوطی اندر گفت آمد در زمان
بانگ بر درویش زد که هی فلان
بانگ بر درویش زد که هی فلان
معنا: طوطی فوری به سخن آمد و داد بر سر درویش زد که: «هی، فلانی!»
بیت 261
از چه ای کل با کلان آمیختی
تو مگر از شیشه روغن ریختی
تو مگر از شیشه روغن ریختی
معنا: «ای کچل، چطور با کچلها همنشین شدی؟ مگر تو هم مثل من از شیشه روغن ریختی؟»
بیت 262
از قیاسش خنده آمد خلق را
کو چو خود پنداشت صاحبدلق را
کو چو خود پنداشت صاحبدلق را
معنا: از مقایسهی طوطی، مردم به خنده افتادند که چگونه صاحبِ جامه کهنه (درویش) را مثل خودش پنداشت.
بیت 263
کار پاکان را قیاس از خود مگیر
گرچه ماند در نبشتن شیر و شیر
گرچه ماند در نبشتن شیر و شیر
معنا: کار انسانهای پاک را با معیار خودت نسنج، هرچند که در نوشتن، «شیر» (حیوان درنده) و «شیر» (نوشیدنی) یکی به نظر میرسند.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 264
جمله عالم زین سبب گمراه شد
کم کسی ز ابدال حق آگاه شد
کم کسی ز ابدال حق آگاه شد
معنا: تمام مردم جهان بهخاطر همین مقایسه پاکان با خود به گمراهی افتادند، و کمتر کسی از اولیای خداوند خبردار شد.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 265
همسری با انبیا برداشتند
اولیا را همچو خود پنداشتند
اولیا را همچو خود پنداشتند
معنا: ادعای برابری با پیامبران کردند، و اولیای خدا را همانند خودشان انگاشتند.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 266
گفته اینک ما بشر ایشان بشر
ما و ایشان بستهٔ خوابیم و خور
ما و ایشان بستهٔ خوابیم و خور
معنا: گفتند: «هان! ما هم انسانیم و آنها هم انسان، ما و آنها هر دو گرفتار خواب و خوراکیم.»
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 267
این ندانستند ایشان از عمی
هست فرقی در میان بیمنتها
هست فرقی در میان بیمنتها
معنا: اینان از کوردلی این را ندانستند که بینِ آنها با انبیا و اولیا تفاوتی بیپایان وجود دارد.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 268
هر دو گون زنبور خوردند از محل
لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل
لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل
معنا: مثلاً هر دو نوع زنبور (زنبور عسل و زنبور معمولی) از یک جا شیره خوردند، اما از یکی نیش پدید آمد و از دیگری عسل.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 269
هر دو گون آهو گیا خوردند و آب
زین یکی سرگین شد و زان مشک ناب
زین یکی سرگین شد و زان مشک ناب
معنا: یا مثلاً هر دو نوع آهو گیاه و آب خوردند، اما از یکی فضولات پدید آمد و از آن دیگری مُشکِ خالص.
بیت 270
هر دو نی خوردند از یک آبخَور
این یکی خالی و آن پر از شکر
این یکی خالی و آن پر از شکر
معنا: یا مثلاً هر دو نی (نیشکر و نی معمولی) از یک جا آب نوشیدند، اما این یکی تو خالی ماند و آن دیگری پر از شکر شد.
بیت 271
صد هزاران این چنین اشباه بین
فرقشان هفتاد ساله راه بین
فرقشان هفتاد ساله راه بین
معنا: صدها هزار از اینگونه شبیههای به هم را ببین، و بنگر که فاصله و فرق میان آنها بهاندازه هفتاد سال راه است.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 272
این خورد گردد پلیدی زو جدا
آن خورد گردد همه نور خدا
آن خورد گردد همه نور خدا
معنا: یکی (منکران و گمراهان) میخورد و از او پلیدی و ناپاکی صادر میگردد، دیگری (انبیا و اولیا) میخورد و تمام وجودش نورِ خدا میگردد.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 273
این خورد زاید همه بخل و حسد
و آن خورد زاید همه نور احد
و آن خورد زاید همه نور احد
معنا: یکی میخورد و از او فقط بخل و حسد زاده میشود، و دیگری میخورد و از او فقط عشق خداوندِ بیهمتا پدیدار میگردد.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 274
این زمین پاک و آن شوره است و بد
این فرشتهٔ پاک و آن دیو است و دد
این فرشتهٔ پاک و آن دیو است و دد
معنا: یکی زمین پاک و حاصلخیز است و دیگری شورهزار و بیثمر؛ یکی فرشتهای پاک است و دیگری دیو و حیوان درنده.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 275
هر دو صورت گر بهم ماند رواست
آب تلخ و آب شیرین را صفاست
آب تلخ و آب شیرین را صفاست
معنا: اگر هر دو در ظاهر به هم شبیه باشند جای تعجب نیست، چرا که آب تلخ و آب شیرین هم به یک اندازه شفاف و زلالاند.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 276
جز که صاحب ذوق کی شناسد بیاب
او شناسد آب خوش از شوره آب
او شناسد آب خوش از شوره آب
معنا: جز انسان دارای قوه چشایی یا ذائقه چه کسی میتواند فرقِ مزه این دو آب را تشخیص دهد؟ فقط اوست که آب گوارا را از آب شور باز میشناسد.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 277
سحر را با معجزه کرده قیاس
هر دو را بر مکر پندارد اساس
هر دو را بر مکر پندارد اساس
معنا: انسان بیذوق سحر را با معجزه یکی دانسته و قیاس کرده، و پایه و اساس هر دو را بر مکر و فریب میپندارد.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 278
ساحران موسی از استیزه را
برگرفته چون عصای او عصا
برگرفته چون عصای او عصا
معنا: ساحرانِ زمانِ موسی از روی دشمنی و ستیز، عصاهایی مانند عصای او به دست گرفتند.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 279
زین عصا تا آن عصا فرقی است ژرف
زین عمل تا آن عمل راهی شگرف
زین عمل تا آن عمل راهی شگرف
معنا: بین عصای موسی و عصای ساحران تفاوتی ژرف و عمیق است، و از عمل ساحران (جادو) تا عمل حضرت موسی (معجزه) راهی شگفت و بس دراز است.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 280
لعنة الله این عمل را در قفا
رحمة الله آن عمل را در وفا
رحمة الله آن عمل را در وفا
معنا: این عمل (سحر) لعنت خدا را به همراه دارد، ولی پاداشِ بجا آوردن آن عمل (معجزه) رحمتِ خدا خواهد بود.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 281
کافران اندر مری بوزینه طبع
آفتی آمد درون سینه طبع
آفتی آمد درون سینه طبع
معنا: کافران در لجاجت و ستیزهجویی طبیعتی چون میمون دارند، و سرشت (حیوانی) آفتی است که درونِ سینهٔ آنها نهفته است.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 282
هر چه مردم میکند بوزینه هم
آن کند کز مرد بیند دمبهدم
آن کند کز مرد بیند دمبهدم
معنا: مثلاً هر کاری که انسان انجام میدهد، میمون هم عین همان را میکند و آنچه را که لحظهبهلحظه از انسان میبیند، تقلید میکند.
بیت 283
او گمان برده که من کردم چو او
فرق را کی داند آن استیزهرو
فرق را کی داند آن استیزهرو
معنا: او گمان میکند که من هم مثل او کردم، اما آن موجود لجوج کِی میتواند تفاوت این دو عمل را بفهمد؟
بیت 284
این کند از امر و او بهر ستیز
بر سر استیزهرویان خاک ریز
بر سر استیزهرویان خاک ریز
معنا: این یکی (انسانِ محقق) کارش را به فرمان الهی انجام میدهد، و آن دیگری (میمونِ مقلد) از سر ستیز و لجاجت. خاک بر سر ستیزهرویان باد.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 285
آن منافق با موافق در نماز
از پی استیزه آید نی نیاز
از پی استیزه آید نی نیاز
معنا: آن منافق در نماز در کنار مؤمن میایستد، اما نه از سر نیاز و اشتیاقِ به خدا بلکه از سر ستیز و ریا میآید.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 286
در نماز و روزه و حج و زکات
با منافق مؤمنان در برد و مات
با منافق مؤمنان در برد و مات
معنا: مؤمنان در نماز و روزه و حج و زکات با منافقان در برد و باختند.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 287
مؤمنان را برد باشد عاقبت
بر منافق مات اندر آخرت
بر منافق مات اندر آخرت
معنا: مؤمنان را در پایان پیروزی و رستگاری است، و منافق را در آخرت شکست و مات.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 288
گر چه هر دو بر سر یک بازیاند
هر دو با هم مروزی و رازیاند
هر دو با هم مروزی و رازیاند
معنا: اگرچه مؤمن و منافق در ظاهر مشغول یک بازی (اعمال عبادی) هستند، اما در حقیقت مانند یک فردِ اهل شهر «مرو» و یک فردِ اهلِ شهرِ «ری»، فرسنگها از هم فاصله دارند.
بیت 289
هر یکی سوی مقام خود رود
هر یکی بر وفق نام خود رود
هر یکی بر وفق نام خود رود
معنا: در نهایت، هر کدام بهسوی جایگاه و مقام خود میرود و سرانجامِ هر کدام، مطابق با همان نام و حقیقت وی رقم میخورد.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 290
مؤمنش خوانند جانش خوش شود
ور منافق تیز و پر آتش شود
ور منافق تیز و پر آتش شود
معنا: اگر او (منافق) را مؤمن بخوانند، جانش شاد و خوشحال میشود و اگر منافق بخوانندش، عصبانی و تندخو میگردد.
بیت 291
نام او محبوب از ذات وی است
نام این مبغوض از آفات وی است
نام این مبغوض از آفات وی است
معنا: نام «مؤمن» چون از ذات و سرشت پاکش بر میخیزد محبوب است و نام «منافق» چون از آفات و بیماریهای درونیاش نشأت میگیرد منفور است.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 292
میم و واو و میم و نون تشریف نیست
لفظ مؤمن جز پی تعریف نیست
لفظ مؤمن جز پی تعریف نیست
معنا: حروف م، و، م، ن (که کلمه «مؤمن» را میسازند) بهخودیخود مایهٔ شرافت و بزرگی کسی نیستند؛ بلکه لفظ «مؤمن» چیزی جز وسیلهای برای توصیف و تعریف آن حقیقت درونی نیست.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 293
گر منافق خوانیاش این نام دون
همچو کژدم میخلد در اندرون
همچو کژدم میخلد در اندرون
معنا: وقتی فرد دورو را با نام واقعیاش یعنی «منافق» صدا میزنی، این اسمِ پست و بیارزش، مانند عقرب عمق جانِ او را میگَزَد و میسوزاند.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 294
گرنه این نام اشتقاق دوزخ است
پس چرا در وی مذاق دوزخ است
پس چرا در وی مذاق دوزخ است
معنا: اگر این نام (منافق) از جهنم ریشه نگرفته است، پس چرا طعم و مذاق جهنم را دارد؟
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 295
زشتی آن نام بد از حرف نیست
تلخی آن آب بحر از ظرف نیست
تلخی آن آب بحر از ظرف نیست
معنا: زشتی آن نام بد (منافق) از حروف و الفبایش نیست، همانطور که تلخی آب دریا از ظرفی که در آن است نیست.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 296
حرف ظرف آمد در او معنی چو آب
بحر معنی عنده أم الکتاب
بحر معنی عنده أم الکتاب
معنا: حرف مانند ظرف است و معنا مانند آب در آن؛ ولی دریایِ بیکرانِ معانی نزد خداوند در امّ الکتاب (سرچشمه اصلی کتاب آفرینش) است.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 297
بحر تلخ و بحر شیرین در جهان
در میانشان برزخ لا یبغیان
در میانشان برزخ لا یبغیان
معنا: دریای تلخ و دریای شیرین در این جهان جاریاند، و میانِ آن دو حدفاصل و مرزی پنهان است که به حریم یکدیگر تجاوز نمیکنند.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 298
وانگه این هر دو زِ یک اصلی روان
بر گذر زین هر دو رو تا اصل آن
بر گذر زین هر دو رو تا اصل آن
معنا: بااینحال، بدان که هر دو دریایِ تلخ و شیرین، از یک اصل و سرچشمهی واحد جاریاند. پس از هر دوی اینها بگذر و بهسوی آن اصل و سرچشمه برو.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 299
زر قلب و زر نیکو در عیار
بیمحک هرگز ندانی ز اعتبار
بیمحک هرگز ندانی ز اعتبار
معنا: طلای و سکهٔ تقلبی و طلای خالص را از روی ظاهر یا ادعا و بدون سنگِ محک هرگز نمیتوان از هم تشخیص داد.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 300
هر که را در جان خدا بنهد محک
هر یقین را بازداند او ز شک
هر یقین را بازداند او ز شک
معنا: هر کسی که خداوند نیروی تشخیصِ حق از باطل را در جانش قرار دهد، یقین را از شک تشخیص میدهد.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 301
در دهان زنده خاشاکی جهد
آنگه آرامد که بیرونش نهد
آنگه آرامد که بیرونش نهد
معنا: مثلاً اگر خاشاکی در دهان آدم زنده بجهد، تا وقتی که آن را بیرون نیندازد آرام نمیگیرد.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 302
در هزاران لقمه یک خاشاک خرد
چون در آمد حس زنده پی ببرد
چون در آمد حس زنده پی ببرد
معنا: یا مثلاً اگر در میان هزاران لقمه یک خاشاک کوچک وارد شود، حس آدم زنده بلافاصله آن را مییابد.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 303
حس دنیا نردبان این جهان
حس دینی نردبان آسمان
حس دینی نردبان آسمان
معنا: حس دنیایی نردبان پیشرفت در عالم مُلک است، و حس دینی نردبان صعود به عالم ملکوت.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 304
صحت این حس بجویید از طبیب
صحت آن حس بخواهید از حبیب
صحت آن حس بخواهید از حبیب
معنا: سلامت این حس دنیایی را از پزشک بخواهید، و سلامت آن حس دینی را از خدا طلب کنید.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 305
صحت این حس ز معموری تن
صحت آن حس ز تخریب بدن
صحت آن حس ز تخریب بدن
معنا: سلامت حس دنیوی از آبادانی و تندرستی بدن حاصل میشود، و سلامت حس دینی از ویرانی و شکستن بدن.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 306
راه جان مر جسم را ویران کند
بعد از آن ویرانی آبادان کند
بعد از آن ویرانی آبادان کند
معنا: راه روح و معنویت، ابتدا جسم را ویران میکند، اما پس از آن ویرانی، آن را بهگونهای بهتر آباد میسازد.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 307
کرد ویران خانه بهر گنج زر
وز همان گنجش کند معمورتر
وز همان گنجش کند معمورتر
معنا: مثل کسی که خانه را برای گنجِ طلا خراب کرد، سپس با همان گنج آن را آبادتر از پیش ساخت.
بیت 308
آب را ببرید و جو را پاک کرد
بعد از آن در جو روان کرد آب خورد
بعد از آن در جو روان کرد آب خورد
معنا: یا مثل کسی که آب را قطع و بسترِ جو را پاک کرد، سپس دوباره آب گوارا را در بسترِ جو جاری کرد.
بیت 309
پوست را بشکافت و پیکان را کشید
پوست تازه بعد از آنش بردمید
پوست تازه بعد از آنش بردمید
معنا: یا مثل کسی که پوست را شکافت و تیر یا نیزه را بیرون کشید، و پس از آن پوست تازه روییدن گرفت.
بیت 310
قلعه ویران کرد و از کافر ستد
بعد از آن بر ساختش صد برج و سد
بعد از آن بر ساختش صد برج و سد
معنا: یا مثل کسی که قلعه را ویران ساخت و از دست کافر گرفت، و پس از آن صد برج و بارو بر آن ساخت.
بیت 311
کار بیچون را که کیفیت نهد
این که گفتم هم ضرورت میدهد
این که گفتم هم ضرورت میدهد
معنا: چه کسی میتواند برای کار خداوند که بیچونوچرا و فراتر از توصیف است کیفیت و چگونگی تعیین کند؟ آنچه گفتم هم تنها از روی ناچاری و ضرورت بود.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 312
گه چنین بنماید و گه ضد این
جز که حیرانی نباشد کار دین
جز که حیرانی نباشد کار دین
معنا: گاهی افعال خداوند به این شکل نمایان میشود و گاهی درست برعکس آن؛ کار دین چیزی جز حیرت و سرگشتگی نیست.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 313
نی چنان حیران که پشتش سوی اوست
بل چنین حیران و غرق و مست دوست
بل چنین حیران و غرق و مست دوست
معنا: نه آنگونه سرگشته که پشتش به خدا باشد و از او رو برگردانده باشد، بلکه چنان سرگشته که در خدا غرق و مستِ عشق اوست.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 314
آن یکی را روی او شد سوی دوست
و آن یکی را روی او خود روی اوست
و آن یکی را روی او خود روی اوست
معنا: یکی چهرهاش بهسوی دوست برگشته، اما دیگری چهرهاش خودِ چهره دوست شده است.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 315
روی هر یک مینگر میدار پاس
بوک گردی تو ز خدمت روشناس
بوک گردی تو ز خدمت روشناس
معنا: به چهره هر یک بنگر و بادقت مراقب باش، شاید با خدمت به ایشان چهره شناس شوی (و شیاطینِ انسانی از اولیایِ انسانی را تشخیص دهی).
بیت 316
چون بسی ابلیس آدمروی هست
پس به هر دستی نشاید داد دست
پس به هر دستی نشاید داد دست
معنا: چون بسیارند شیطان صفتانی که چهره آدمیزاد دارند، پس نباید به هر دستی دستِ بیعت داد.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 317
زانک صیاد آورد بانگ صفیر
تا فریبد مرغ را آن مرغگیر
تا فریبد مرغ را آن مرغگیر
معنا: چراکه شکارچی صدای سوت و آواز پرنده را در میآورد، تا او را فریب دهد و به دام بیندازد.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 318
بشنود آن مرغ بانگ جنس خویش
از هوا آید بیابد دام و نیش
از هوا آید بیابد دام و نیش
معنا: آن پرنده صدای همنوع خود را میشنود و از آسمان فرود میآید، اما بهجای همنوع گرفتار تله و تیزی چاقوی صیاد شود.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 319
حرف درویشان بدزدد مرد دون
تا بخواند بر سلیمی زان فسون
تا بخواند بر سلیمی زان فسون
معنا: آدم فرومایه و نااهل سخنان و اصطلاحات درویشان را میدزدد تا با آن سحر یا نیرنگ، انسان سادهدلی را فریب دهد.
بیت 320
کار مردان روشنی و گرمی است
کار دونان حیله و بیشرمی است
کار دونان حیله و بیشرمی است
معنا: کار مردانِ الهی نورانیت و عشق بخشیدن است، اما کار مدعیانِ فرومایه حیلهکردن و بیحیایی است.
بیت 321
شیر پشمین از برای کد کنند
بو مسیلم را لقب احمد کنند
بو مسیلم را لقب احمد کنند
معنا: شیری از پشم میسازند تا با آن گدایی و کسب درآمد کنند، و به مسیلمهٔ دروغگو که ادعای پیامبری کرد لقب احمد (حضرت محمد ص) میدهند.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا
بیت 322
بو مسیلم را لقب کذاب ماند
مر محمد را اولوالالباب ماند
مر محمد را اولوالالباب ماند
معنا: اما لقب کذاب (دروغگو) بر مسیلمه ماند، و لقب اولوالالباب (خِرَدمند) برای محمد باقی ماند.
بیت 323
آن شراب حق ختامش مشک ناب
باده را ختمش بود گند و عذاب
باده را ختمش بود گند و عذاب
معنا: آن شراب حقیقی و الهی پایانش مُشکِ خالص و خوشبویی است، اما شراب دنیایی پایانش بدبویی و عذاب است.
🔒
تفسیر، ارتباطِ قرآنی/حدیثی و تدبرِ این بیت برایِ اعضا